
در باتلاق وجود خود فرو میروم
و خفه می شوم
حتی دریغ
از یک شاخه خشک و پوسیده !
نوشته ی : سید محمد باقر موسوی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 21:3  توسط نیمکت
|


در باتلاق وجود خود فرو میروم
و خفه می شوم
حتی دریغ
از یک شاخه خشک و پوسیده !
نوشته ی : سید محمد باقر موسوی
زمان طولانییست که هیچ قرار ندارم...
بیقرارم...
بهانه ی من لا به لای سرگشتگی هایم گم شده...
گم شده؟؟؟
نه...
توهم حضورم کم رنگ شده...
شاید فقط بیقرارم... شاید.
....................................................................
ولی من هر روز بیشتر فرو میروم...
پر از حرفم
ولی
حرف هایم را سکوت میکنم...
چه کردی با خودت؟
باور نمی کنم
باور نمی کنم کسی تونسته دونه های آبی تورو گره بزنه
و لباس زمستونیه خودش کنه...
...
ناراحتم...