چه آرامشی گرفتی آقای کلاغ...
...
پ.ن: یلدات شادباش دونه ی آبی.
پ.ن: یلدا بر همه ی دوستان شادباش.

چه آرامشی گرفتی آقای کلاغ...
...
پ.ن: یلدات شادباش دونه ی آبی.
پ.ن: یلدا بر همه ی دوستان شادباش.
پریا: و یه چیز دیگه...
زخم های آدم سرمایه ست حامد
سرمایه تو با این و اون تقسیم نکن
داد نکش...
هوار نکش...
آروم و بی سرصدا همه چیز و تحمل کن.
......
حامد: در و دیوار این خونه عذابم میده پریا
پریا: بذار عذابت بده حامد
این تیغ تیزی که به جونت افتاده
بذار خراشت بده
بذار زخمت بزنه
اونقدر زخمت بزنه تا تیزیش کم بشه.
حامد: باشه هر چی تو بگی پریا
ولی این زخم ها مرهم نمی خواد؟
......
پ.ن۱: ( قسمتی از فیلمنامه ی شب یلدا ساخته ی کیومرث پوراحمد )
من زیر بارش دونه های آبی تو بود که جون گرفتم
چون خودم یه نیمکت سیاه بودم در آرزوی آبی شدن!
درست عرفه ی پارسال بود
که من این دونه های آبی رو هدیه گرفتم..
امسال هم ۲تا هدیه ی عزیز گرفتم
که جلد یکی از اونا آبیه !
از تو متشکرم ..
....
پ.ن۱: بعضی حرف ها و احساس ها به تصویر نمیان!
پ.ن۲: چاره چیه؟
...
کاش در این ساعت های پراز تنهایی به من میگفتی
دوستم داری...
خیلی دوست داشتم امسال هم همین روز همین ساعت پیش تو باشم...
دوست داشتم تصویری رو که آماده کرده بودم بذارم ولی نشد که بشه...
فرصتی دیگر...
این هم یه طرح کوچولو به بهانه ی ضحی ...
...
پ.ن۱: اینجا پاییز است...
پ.ن۲: چک چک باران...
پ.ن۳: شب بخیر آقای سیاه...
وقتی نمیتونم زیبا بیان کنم
بیان نمی کنم.